شب ها با خاطراتم همبستریم ... زیر چشمک ستاره ها
 

شیطان عاشق خدا بود ...

می خواست تنها عاشقش باشد ...

فریاد زد ... خدا نفهمید !

.

.

.

خدا بزرگ بود ...

می خواست عاشقی کند ... آدم را آفرید!

.

.

.

سالها پیش آدم خدا را از یاد برد ...

آدم عاشق شیطان شد !

این وسط خدا تنها ماند ... به همین سادگی!

 

 

 

 

 

پ.ن: به احترام رفاقت ... لیوان داغ چای ... به احترام پاییز... برگرد رفیق !

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم آبان 1386ساعت 7:39  توسط هادی  |